سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا
سایت قلعه گنجwww.ghalehganj.com

اما وضعیت سفره های زیرزمینی شهرستان های جنوبی به ویژه قلعه گنج و کهنوج در وضعیتی قرار دارد اگر از طرف مسئولان و مدیران محترم استانی و کشوری راه حلی یا اقدامی صورت نگیرد، پیامد های غیر قابل جبران در پی خواهد داشت، سطح آب زیرزمینی در این شهرستان ها به ویژه قلعه گنج سالانه افتی چندین متری توسط کشاورزان و بومیان محلی گزارش می شود.  عمق برخی از چاهها در شهرستان برای برداشت آب از 300 متر نیز گذشته است.  آب چاهها تلخ و حتی شور شده است بطوریکه امکان استفاده از آب برخی چاهها به خصوص حومه جازموریان برای کشاورزی وجود ندارد. این در حالی است که آب سفره های زیرزمینی در محدوده شهری شهرستان قلعه گنج به طور کامل خشک شده است و برای تامین آب شرب شهرستان مسئولان دست به دامن روستا های اطراف شده اند که این روستا ها هم در معرض خطر و بحران جدی قرار دارند.

  در چنین شرایطی چه باید کرد.؟!     آیا نباید در چنین شرایطی به راه حل بیندیشیم که راه حل های بسیار زیادی در جهت احیا و ابقا سفره های زیر زمینی وجود دارد که با  هزینه ن چندان زیاد می توان حداقل از افت منفی سطح آب زیرزمینی جلوگیری کرد......البته در این زمینه کاراهایی دارد صورت میگیرد بودجه زیادی هم خرج می شود که من را به یاد این جمله معروف می اندازد ( نوش دارو بعد مرگ سهراب)..... یعنی روند کارها ب کندی صورت می گیرد.... یعنی طرحهای همچون پلیس آب، برخورد با هزاران حلقه چاه غیر مجاز، جلوگیری از کشتهای آب بر و کم بازده و تسریع در اجرای طرحهای انتقال آب در استان کرمان در دستور کار قرار گرفته است. اما فقط در دستور کار قرار گرفته است اینکه کی انجام شود باز هم به یاد جمله معروف می افتیم....

چه باید کرد؟
اما در شرایطی که گفته می شود چاه‌های غیرمجاز و اضافه برداشت از مهمترین عوامل کاهش سطح آب سفره زیرزمینی دشت های جنوب کرمان به شمار می آید، به نظر می رسد کنترل وضعیت بحرانی دشت های آب استان نیازمند عزم ملی، همدلی و هماهنگی مردم و مسئولان است، چراکه بدون تحقق این امر آینده خوبی در انتظار منابع آبی  جنوب کرمان نیست.
از سوی دیگرهمانطورکه کارشناسان بارها تاکید کرده اند ب‍ه‌ دل‍ی‍ل‌ ‌آن‍ک‍ه‌ ‌ع‍م‍ده‌ م‍ص‍رف منابع ‌آب‌ در استان در ب‍خ‍ش‌ ک‍ش‍‍اورز‌ی‌ ‌صورت می گیرد،‌ م‍دی‍ریت‌ ص‍ح‍ی‍ح‌ ‌ال‍گ‍و‌ه‍‍ا‌ی‌ ک‍شت‌ و ‌افزای‍ش‌ ب‍‍ه‍ره‌ ور‌ی‌ منابع در این ب‍خ‍ش‌ ضروری به نظر می رسد.
در این راستا جلوگیری از حفر چاه های غیر مجاز، پرهیز از فشار بیشتر بر منابع زیر زمینی با توجیه کشاورزان، صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع، جلوگیری از هدر رفتن و تبخیر نزولات آسمانی، حذف آبیاری های سنتی و استفاده از تکنولوژی های جدید، استفاده از پساب برای آبیاری مزارع و اراضی کشاورزی، اجرای عملیات آبخیزداری و آبخوانداری و ساخت سدهای جدید از جمله راهکارهای است که در کنار سایر روش ها می توانند کمک موثری به رفع این بحران نماید.
همچنین نباید این نکته را فراموش کرد که مقابله با کم آبی بیش از هر راهکار دیگر نیازمند تمهیداتی است که م‍ت‍ن‍‍اس‍ب‌ ب‍‍ا ت‍‍غ‍ی‍ی‍ر رف‍ت‍‍ار ‌اق‍ل‍ی‍م‍‍ی‌ باید برنامه ریزی و اجرا شود
راشد جهانگیری کارشناسی ارشد مدیریت منابع آب

 



نویسنده : راشد » ساعت 10:57 صبح روز سه شنبه 94 تیر 30


بحران آب به سفره های زیرزمینی رسید
تاریخ انتشار : پنجشنبه 3 بهمن 1392 ساعت 10:38
معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: برداشت بی رویه آب از سفره های زیرزمینی وضعیت آنها را هم اکنون بحرانی تر از موضوع خشک شدن آب دریاچه و تالاب ها ی کشور کرده است.

به گزارش ایرنا، احمد علی کیخا روز چهارشنبه در آیین معارفه مدیرکل حفاظت محیط زیست استان اردبیل افزود: آب های زیرزمینی جزو ذخایر احتیاطی محسوب می شود و استفاده از آنها باید در مواقع بحرانی باشد در حالی که ما همچنان بی رویه از این نعمت خدادادی بهره می گیریم.

وی با بیان اینکه از 600 سفره آب زیرزمینی کشور 290 مورد آن وضعیتی به مراتب بدتر از دریاچه های خشک شده کشور دارند ، بیان کرد: در ابتدای انقلاب 50 میلیون مترمکعب آب از این سفره ها برداشت می شد که هم اکنون این میزان به 170 میلیارد متر مکعب رسیده است. کیخا گفت: اگر بخواهیم روند فعلی خشک شدن سفره های زیرزمینی را به تعویق بیندازیم به زمانی حدود 40 سال نیازمندیم.

وی به چالش های زیست محیطی در کشور اشاره کرد و افزود: عملکرد ما در گذشته ارمغان خوبی برای محیط زیست کشور نداشته و هم اکنون زخم های بسیاری بر پیکره محیط زیست وارد شده است. وی با اشاره به پژوهشی در باره مدیریت اکوسیستم های آبی در 133 کشور گفت: رتبه مدیریتی ما در این پژوهش 130 بوده است.

او در ادامه به موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه اشاره کرد و افزود: 500 هزار میلیارد ریال اعتبار برای رهایی از این بحران نیاز می باشد. کیخا اظهار کرد: برای کسب درآمد سالانه 650 میلیون دلار در کشاورزی منطقه ، ظرفیت کلان زیست محیطی دریاچه ارومیه از دست رفته است.

وی سطح زیرکشت زمین های کشاورزی اطراف دریاچه ارومیه را 158 هزار هکتار در اوایل انقلاب ذکر کرد و افزود: در حال حاضر این میزان به 700 هزار هکتار رسیده است. معاون سازمان محیط زیست با اشاره به آلوده بودن آب 80 درصد از رودخانه های کشور گفت: در طول هشت سال گذشته شاخص های محیط زیست در کشور 67 پله تنزل یافته است.

وی خطر زیست محیطی را به مراتب بدتر از تحریم دانست و افزود: به خطر افتادن محیط زیست عواقبی به مراتب بدتر از مواد مخدر و تحریم های اقتصادی دارد. وی بروز این عواقب را حاصل سیاست ها و برنامه های نادرست دانست و گفت: جاده سازی و ساختمان سازی های بی رویه و بدون برنامه باعث شده خطرات زیست محیطی را با گوشت و پوست خود لمس کنیم.

وی با بیان اینکه در نتیجه این تغییر و تحولات زندگی بهتر نشده است ، ادامه داد: بیش از نیمی از سال هوای پاک برای استنشاق نداریم و برنامه های توسعه ای نیز نتوانسته این معضل را حل کند.

کیخا گفت: اگر زودتر اقدامی نشود این وضعیت برگشت ناپذیرتر می شود و لازم است برای حفظ وضعیت کنونی و جلوگیری از بدتر شدن آن رفتار خود را تغییر دهیم. وی بیان کرد: وضعیت هوا و سایر جنبه های زیست محیطی بهبود نمی یابد مگر اینکه ما انسان ها رفتارهای خود را درست کرده و مردم را با فرهنگ حفاظت از محیط زیست آشنا کنیم.

وی افزود: خشک شدن دریاچه ها و آلودگی هوا تهدیدی امنیتی ، سیاسی و زیست محیطی است و باید برای انتقال این میراث به نسل آینده تلاش خود را بیشتر کنیم.
                                                                 
                                              
                                                                                                                                                                                                                      منبع: جامعه خبری تحلیلی الف


نویسنده : راشد » ساعت 9:31 صبح روز سه شنبه 94 تیر 30


 

رادممکن است افزایش بارش در بعضی از سال ها موجب خوشحالی مردم شود، ولی میزان بارش حتی در دوره های ترسالی، برای کشور پهناور و پرجمعیت ما که در منطقه خشک و نیمه خشک قرار گرفته کافی نیست. براساس گزارش های سازمان های بین المللی، ایران یکی از کشورهایی است که در آینده نزدیک با کمبود آب مواجه می شود.
درست است که مردم ایران به اندازه کشورهایی نظیر آمریکا و ژاپن آب مصرف نمی کنند، ولی واقعیت این است که برای جلوگیری از بحران های آینده بیش از این باید در مصرف آب صرفه جویی کنند. این صرفه جویی ها حتی در کشورهای پرآب نظیر کشورهای اروپایی هم انجام می شود.
یک پزشک ایرانی مقیم آلمان می گوید: «در آلمان به قدری آب گران است که مردم در حمامشان از سیستمی استفاده می کنند که هر بار مقدار محدودی آب در اختیارشان قرار می دهد».
برای بسیاری از مردم کمبود آب به معنی جیره بندی و قطعی گاه و بیگاه آب است. در حالی که این قضیه ابعاد گسترده تری دارد.
مهندس احسان بی نیاز کارشناس آب که موضوع پایان نامه اش پدیده کم آبی در ایران بوده است، هشدار می دهد: «قطعاً 20 سال پس از حالا مشکل اصلی کشور مشکل آب خواهد بود».
وی می گوید: «خشکسالی پدیده ای خزنده است. این پدیده تلفات انسانی زیادی ندارد ولی تلفات اقتصادی اش زیاد است. در حالی که مردم فکر می کنند زلزله و سیل بلایای طبیعی است و به خشکسالی اهمیت نمی دهند. روزنامه ها و مجلات هم نسبت به دیگر بلایای طبیعی کمتر به این موضوع می پردازند. در حالی که کارشناسان سازمان ملل گفته اند که اگر خشکسالی در ایران رخ دهد به فاجعه انسانی تبدیل می شود.
کم آبی موجب می شود آبی که برای کشاورزی و دامپروری مورد استفاده قرار می گیرد از بین برود، قنات ها بی آب شود، زمین ها خشک و بایر شود و بیماری های مختلف به وجود آید. همچنین حیات وحش و گونه های زیستی از بین برود. چنان که در خشکسالی سال ،78 در سیستان و بلوچستان تمساح پوزه کوتاه در معرض انقراض قرار گرفت. هنگامی که بر اثر کم آبی محصولات کشاورزی کم می شود، کشاورزان نیز نمی توانند وام هایشان را بازپرداخت کنند.
نمونه کشورهایی که بر اثر کم آبی دچار بحران شدند، اتیوپی و هندوستان است. علت مهم قحطی های هند، سیلاب و خشکسالی بوده است. خشکسالی در اتیوپی و هند باعث قحطی شده و جنگ هایی را به وجود آورده است.
ایران هم در معرض این گونه خطرات قرار دارد. چون که ایران جزو کشورهای خشک جهان است. علاوه بر این که کشور ما، کم آب است، بارش ها نیز در آن نامنظم است. میانگین بارش در ایران 248 میلی متر در سال است در حالی که میزان بارش در آستارا 2000 میلی متر و در طبس 50 میلی متر است».
? بارش کم و مصرف رو به افزایش
میزان متوسط بارش در ایران 248 میلی متر یا 413 میلیارد متر مکعب است. این میزان یک سوم متوسط بارش در جهان (831 میلی متر) است. به این ترتیب در حالی که یک درصد جمعیت جهان در ایران زندگی می کنند، سهم ایران از منابع آب تجدیدپذیر فقط 36 صدم درصد است. از 413 متر مکعب بارش سالانه 269 متر مکعب هم به اشکال مختلف از دست می رود. بیش از 93 درصد از آب باقیمانده صرف کشاورزی آن هم به شکل غیراصولی می شود.
یک استاد جغرافیای دانشگاه تهران به گزارشگر روزنامه گفت: «در سال 1337 جمعیت ایران 16 میلیون بوده و حالا 70میلیون است. در حالی که میزان آب ثابت مانده. کشور ما در منطقه خاورمیانه قرار دارد و از نظر میزان بارندگی فقیر است. حتی با این که بارندگی در شمال کشور زیاد است ولی این باران هم زمانی می بارد که زیاد به آن احتیاج نیست و 3 ماه تابستان که موقع برنج کاری است این مناطق آب ندارد. در نتیجه حتی در پرباران ترین نقطه کشور هم ناچاریم از آب زیرزمینی استفاده کنیم.
استفاده زیاد از آب زیرزمینی هم باعث می شودکه سطح این آب ها در همه جا پائین بیاید. به خاطر پائین رفتن آب های زیرزمینی هم چاه های نیمه عمیق به چاه عمیق تبدیل شده اند و بعضی از قنات ها خشک شده اند. وقتی سطح آب پائین می آید پوشش گیاهی مراتع از بین می رود و گیاهانی که از آب زیرزمینی استفاده می کردند از بین می روند».
کارشناسان می گویند که از میانه بهار آب رودخانه ها و چشمه ها کاهش می یابد و در تابستان تنها منبع قابل استفاده آب های زیرزمینی است. درحالی که با میزان بهره برداری کنونی، آب های زیرزمینی هم در معرض خطر جدی قرار دارند. نتیجه تحقیقات سازمان ملل حاکی از این است که منابع قابل استفاده آب ایران از 200 میلیارد متر مکعب در سال 1990 به 726 تا 860 میلیارد متر مکعب در سال 2025 کاهش خواهد یافت. این اتفاقات در حالی رخ می دهد که افزایش جمعیت و بهتر شدن برنامه غذایی، می تواند کشور را به شدت به واردات محصولات کشاورزی وابسته کند. در همین مدت همچنان جمعیت شهری رو به افزایش می رود و مصرف زیاد آب به بحران دامن می زند.
محمدمهدی عفیفی کارشناس کشاورزی می گوید: «محصولات استراتژیک گندم و جو و چغندرقند به آب زیادی نیاز دارند. بنابراین بحران کم آبی می تواند بر تولید این محصولات اثر بگذارد. البته واقعیت این است که مدیریت منابع آب هم در ایران خوب نیست و بویژه در مناطق غربی نتوانسته ایم از منابع آب رودخانه ها درست استفاده کنیم».
آمارها حاکی از آن است که در کشور ما 59 درصد از اراضی نیاز به آبیاری دارند که در دنیا این رقم 16 درصد است. همچنین در ایران تولیدات غذایی از اراضی آبی 89 درصد و از اراضی دیم 11 درصد است. این موضوع نشان می دهد که برای کنترل بحران، باید برای استفاده بهینه از منابع آب در بخش کشاورزی برنامه ریزی کنیم.
? به شاخص های مختص ایران نیاز داریم
براساس آماری که خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران ارائه کرده «در کمتر از 3 دهه از 180 سد بزرگ با ظرفیت 30 میلیارد متر مکعب و 320 سد کوتاه با ظرفیت 570 میلیون متر مکعب بهره برداری شده است. 88 سد بزرگ نیز با ظرفیت 10 میلیارد متر مکعب در کشور در حال ساخت است که تا پایان برنامه چهارم به پایان خواهد رسید و 176 سد بزرگ دیگر در مرحله مطالعه قرار دارد».
از طرف دیگر مدتی است که ایران در دوره ترسالی قرار گرفته و بارش ها باعث خوشحالی مردم می شود. ولی هیچ کدام از اینها به معنی دور شدن از بحران نیست.
مهندس بی نیاز تأکید می کند که برای شناخت خشکسالی های کشورمان باید شاخص های خودمان را داشته باشیم تا بتوانیم برای مقابله با بحران های احتمالی برنامه ریزی کنیم.
وی می گوید: «لازم است مسئولان با دید علمی به کم آبی نگاه کنند. خشکسالی سال ،78 فقط بر بخش کشاورزی 1000 میلیارد ریال زیان وارد کرد. تا سال ،81 این زیان به 21000 میلیارد ریال بالغ شد. در حالی که اگر برنامه ریزی جامعی داشتیم، این مشکلات به وجود نمی آمد. در ایران ما شاخص جامعی برای خشکسالی نداریم که منحصراً برای ایران تعریف شود. در حالی که به عنوان مثال در آمریکا شاخص «پالمر» تنها برای کشاورزی تعریف شده است و سایر کشورها هم شاخص هایی برای سرزمین خودشان درآورده اند. وقتی ما چنین شاخص هایی که مختص کشور خودمان باشد نداریم، برنامه ریزان هم نمی توانند به صورت علمی درباره بحث خشکسالی برنامه ریزی کنند. ما هم اینک از شاخص های کشورهای دیگر استفاده می کنیم».
وی تصریح می کند که ما از سال 77 تا 81 دوره خشکسالی داشتیم. ولی مدتی است که در دوره ترسالی هستیم. به طوری که در سال آبی 86-85 نسبت به سال قبل 23 درصد افزایش بارش وجود داشته است.
با این حال وی می گوید: «هرچند مدت یک دوره خشکسالی رخ می دهد که ما به خاطر نداشتن شاخص ها، زمان آغاز آن را نمی دانیم. به عنوان مثال از سال 1328 معمولاً هر 10 سال یک دوره خشکسالی در زابل رخ داده است. بنابراین دوره ترسالی ای که در آن به سرمی بریم، دلیل آن نیست که از خطر خارج شدیم».
با این وصف میزان مصرف آب با شرایط کم آبی کشور همخوانی ندارد و سرانه مصرف در ایران بالاست. در بسیاری اوقات لوله های آب می ترکد و مدت زیادی آب هدر می رود. شیرها چکه می کند و بسیاری از شهروندان به آن اهمیتی نمی دهند. همچنین کارشناسان می گویند که شبکه های آبرسانی نشتی دارد و لوله ها پوسیده.
در کنار این فرهنگ بد مصرف، با وجود کارهای زیادی که انجام شده، آب رودهای زیادی هرز می رود چون که سدی بر روی آنها ساخته نشده. با این وصف تا سال 2025 کارهای زیادی برای انجام دادن داریم.
کمبود آب، افزایش جمعیت، بالا رفتن سطح زندگی و بهداشت و افزایش بیشتر مصرف آب و کمبود مواد غذایی در دهه های آینده بحرانی را پیش روی ایران قرار می دهد که چشم اندازش از همین حالا تیره است و البته مهار چنین بحرانی به کاری که ما در این سال ها انجام می دهیم بستگی دارد.
 

 
منبع : بنیاد آینده نگری ایران


نویسنده : راشد » ساعت 9:22 صبح روز سه شنبه 94 تیر 30


شهرستان قلعه گنج یکی از شهرستانهای استان کرمان است. این شهرستان در جنوب این استان قرار گرفته و مرکز آن شهر قلعه گنج است. جمعیت این شهرستان در سال ????، برابر با ?????? نفر بوده است.

 

  • بخش چاه دادخدا
    • دهستان چاه رضا
    •  دهستان چاه دادخدا
    • دهستان رمشک
    • دهستان مارز 
    • دهستان تمگران 

 

 قلعه گنج:

شهرستان قلعه گنج در جنوب استان کرمان به فاصله 400 کیلومتری از مرکز استان و 75کیلومتری کهنوج واقع شده است.وسعت آن 14 هزار و 200 کیلومتر و طول جغرافیایی آن 390 کیلومتر می باشد و دارای 390 پارچه آبادی وروستا است .این شهرستان دو بخش و 5دهستان دارد که جمعیت آن 105000می باشد.فقر و محرومیت خشکسالی و مشکلات متعدد دیگر باعث شده که 80 درصد مردم این شهرستان زیر خط فقر زندگی کنند و 2در صد مابقی در حد بخور و نمیر گذران زندگی می کنند.

این شهرستان شدیدا وابسته به امور طایفه‌ها می‌باشد . هنوز که هنوز است نامزد های انتخابات برای راهیابی به مجلس به سرطایفه‌ها مراجعه می‌کنند . از مهترین طایفه‌ها و قبایل بومیدر این شهرستان طایفه  جهانگیری(شاهکزهی) .هوت{ کرمی، کرمیان، کرویی دراهوان} ،طایفه  قباهی،طایفه طاهری ،  طایفه دیناربر، حیدری شاهکزی ،طایفه نارویی ، شمبویی ، لر بیئنگ ، طایفه کامرانی ، طایفه حیدری،  ،طایفه میرزایی ، طایفه صادقی ، طایفه کشیتی،بهرامی  ،احمدی لر،طایفه دستجردی ،بایبست،طایفه  رئیسی ، طایفه لورگ ،طایفه جت و قبایل کوه شهری ، رمشکی ، سرحدی ، مارزی ، رودباری ، جلگه ای ، جازی ، ریگی ، توریگی ، شاهوایی ،  فلاحی  و بسیاری از قبایل دیگری که در طایفه ها و تیره های مختلف تقسیم شده اند 

 رو آوردن تعدای قلیلی از مردم به قاچاق مواد مخدر در این منطقه ناشی از فقر و محرومیت است .روستائیان قلعه گنج با بافتن حصیر و کشاورزی در زمین های دیگران امرار معاش می نمایند و زندگی در زیر کپرهایی که حداکثر 15 متر مربع و حداقل 8 متر مربع است در سخت ترین شرایط و بدون حداقل امکانات از مشخصه های این مردم محروم است. در این شهرستان 12 هزار و 600 کپر شناسایی شده و این به معنی وجود 13هزار و 600خانوار بدون منزل مسکونی می باشد. 4800هکتار باغ این منطقه در اثر هشت سال خشکسالی مدام خشک شده است. هزار حلقه چاه کشاورزی 72 رشته قنات 54 دهنه چشمه نیز خشکیده یا در حال خشک شدن است و هر قنات در یک روستا قرار دارد و دربعضی از مناطق  آب آشامیدنی به وسیله تانکر برای مردم حمل می شود.

 

*: وجــه تسمیه قلعه گنج

از آنجایی که قلعه گنج در گذشته کلات گنج معروف بوده و بـعضی از طوایف این منطقه به کلات گنـــجی معروف هستند می توان چنین پنداشت که مردمان این نواحی در گذشته صاحب قنات ها، گنج ها، نعمت ها و آبادانی های فراوان بوده اند. بنابراین همانطور که از اسمش پیداست سرزمین حاصل خیزی و پردرآمدی است و در آن کشت انواع محصولات گرمسیری متداول است.

* نــژادمردم قلعه گنج:

بومیان این منطقه از قوم کوچ (ققص )هستند که در جوار قوم بلوچ و فارس زندگی می کرده اند

* مــذهب مردم قلعه گنج:

مردم این شهرستان مسلــمانان شیعه و سنی هستند. شیعیان اکثریت را دارا هستند و اهل تسنن که در اقلیت به سرزمین می بـردند، بیشتر در رمشک و نواحی اطراف آن سکونت دارند .

* آب و هوا درقلعه گنج:

 آب و هــوا قلعه گنج گرم و نیمه مرطوب که در تابستان تا 52درجه ســـانتیگراد ودر زمستان تا 2 درجه ســـانتیگراد به زیر صفر نیز می رسد و میزان بارندگی در این منطقه به صورت متراکم می باشد و ممکن است در طول سال اصلا باران نبارد و گهگاهی از سال رودخانه ها نیز طغیان می کنند. 

مردم از گذشته با کشاورزی و دامداری زندگی کرده اند، کشاورزی این ناحیه بیشتر غلات بوده و درختان نخل خرما، گون، پرتقال، لیمو و نوعی قارچ صحرایی کمیاب به نام اگهر در دشت های این منطقه یافت می شود. گوسفند، بز، شتر و گاو از دام های مهم این منطقه هستند.



نویسنده : راشد » ساعت 6:43 عصر روز یکشنبه 90 اردیبهشت 11


شهرستان قلعه گنج با وسعتی حدود 200/14 کیلومتر مربع در جنوبی ترین نقطه استان کرمان واقع است . فاصله آن تا مرکز استان 435 کیلومتر می باشد . از شمال به شهرستان کهنوج از جنوب به شهرستان ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان از غرب به شهرستان منوجان و بندر جاسک در استان هرمزگان از شرق به شهرستان رودبار جنوب محدود می شود . دارای 2 بخش مرکزی و چاه دادخدا و 5 دهستان و 309 پارچه روستا و آبادی دارای سکنه و جمعیتی حدود 000/80 نفر جمعیت با حدود 15 هزار خانوار می باشد. 96 درصد مردم شیعه و مابقی از اهل سنت هستند . تاریخچه و وجه تسمه قلعه گنج : قلعه گنج در اصطلاح مدرن منطقه در گذشته به کلات گنج معروف بوده کلات همان قلعه است به جهت سرسبزی و آبادی بیش از حد منطقه و قرار گرفتن دشت ها و جلگه منطقه در برابر ارتفاعات در زمان لشکر کشی نادر شاه به هندوستان وقتی بر روی ارتفاعات قرار گرفته و دشت سبز و پر مرغزار منطقه را می بیند با آن همه باغ و در حاشیه کوهسارها این منطقه را به قلعه ای از گنج توصیف می نماید که بعد ها به این نام مشهور شد وجود قنوات و چشمه های بسیار در این منطقه خود موید این وصف بوده است . آثار تاریخی : شهر پنج هزاره رمشک ، شهر حیدر در زیردامنه مارز ، تپه تاریخی کلات مالک ، تپه تاریخی تم سرخ در چهل منی و وجود آثار باستانی در حاشیه ارتفاعات شهرستان به زبا مردم کرمانی و تلفیقی از زبان محلی ، هرمزگانی و بلوچی است . قابلیت کشاورزی و دامپروری منطقه : اقتصاد مردم شهرستان قلعه گنج بر پایه کشاورزی و دامپروری می باشد شغل 80 درصد مردم کشاورزی و دامپروری است . 450 هزار هکتار اراضی قابل کشت در این شهرستان وجود دارد که چنانچه با یک برنامه اصولی و مکانیزه کشاورزی و دامپروری در این منطقه مورد حمایت ویژه قرار گیرد می توان سطح زیر کشت و ظرفیت های موجود شهرستان را تا ده برابر افزایش داد. مهمترین محصولات کشاورزی منطقه زراعی : گندم ، جو ،کنجد، لوبیا ، ماش ، ذرت و گلزا . محصولات باغی : لیمو ترش ، پرتغال ، لیموشیرین ، خرما تعداد موتور پمپ های کشاورزی 4200 حلقه تعداد قنوات : 54 رشته تعداد چشمه : 72 دهنه 1 – تیتانیم درباغ قلعه گنج 2 – کروم اورتین 3 – مس رمشک 4 – روی رمشک 5 – طلای رمشک نگاهی به فرهنگ عامیانه فرهنگ عامیانه بخشی از فرهنگ توده مردم است که تخیل ، احساس ، آرزو ، و اندیشه های گوناگون را از نسلی به نسل دیگر منتقل کرده و دگرگونی معیارهای زیبا شناسی و اخلاقی هر دوره از زندگی یک قوم را آشکار می کند . علاقه روستا ییان به حفظ سنت ها و اقتفای شیوه های زندگی آنها با طبیعت باعث افزایش تخیل آنهاست . فرهنگ عامیانه و فو لکلور مجموعه ای از دانستنی ها و باورها و رفتارهای گروهی که با موازین علمی و منطقی جامعه انطباق ندارد و اجرای آنها بر حسب عادت ، تقلید ، این دانستنی ها عبارتند از : آداب و رسوم ،تولد ، مرگ ، ازدواج ، نحوه زندگی ، کشاورزی ، جشن ها ، پیشگویی ها ، خرافات ، طبابت ها ،بازی ها ، آوازها ، قصه ها و سایر آداب و اعتقادات که بنابر چگونگی تفکر و نحوه ی زندگی مردم در طول اعصار مختلف است . میراث فرهنگی و گردشگری قلعه گنج : قلعه گنج همانطور که از نامش پیداست قلعه ها و حصارها و یا .........بسیاری داشته و دارد بدیهی است که با گذشت زمان افق نگاه چشم تاریخ مردم ضعیف تر شده و دید ماوراء اید ئولوژی آنها هم ضعیف تر می شود . بطوریکه بسیاری از قلعه ها و تپه ها آثار باستانی را به علت عدم آگاهی از فلسفه پیدایش آنها تبدیل به زمین کشاورزی و مسکونی کرده اند . قدمت این تپه ها ی باستانی که در دوره های زیگورات گورستان قلعه بوده اند به اندازه قدمت سایر زیگورات ها و قلعه ها ایران و جنوب شرق نیز می باشد . این منطقه که در مسیر راه ارتباطی تمدن هند با تمدن بین النهرین بوده به لحاظ فرهنگی و زبانی بسیار حائز اهمیت است و نیاز به پژوهش های فراوان دارد . البته سخن از میراث فرهنگی منطقه ای که هنوز شناخته نشده و به ثبت نرسیده در حال حاضر هم بی فایده و هم فایده دار است . میراث فرهنگی و گردشگری این منطقه را به چهار دسته می توان کرد . 1 – میراث زبانی 2- تپه های باستانی 3 – زیارتگاهها و مکانهای مقدس 4 – جاذبه های طبیعی . میراث زبانی : میراث زبانی عبارت است از فرهنگ زبان و گویش خاص این منطقه خاص این منطقه که با توجه به آن قسمت اعظمی از فرهنگ و زبان فارسی ایران باستان را با خود به ارمغان آورده است و به دلایل خاص جغرافیایی تاریخی از آمیزش بازیهای ترکی ، اروپایی و سامی در امان مانده است . جذابیت و زیبایی این گویش را باید در کنایات ، تمثیلات ، اصطلاحات ، ترکیبات و تصویر است زمینه های مختلف انسانی و طبیعی دانست . تپه های باستانی : تپه های باستانی عبارتند از : 1 – تم سرخ و تم سفید واقع در بن بری 2 – تپه های گلو و آهوان 3 – تپه های مرکز شهر در حوالی حسن آباد و چیل آباد 4 – گل کوچک و گل بزرگ در زر 5 – قلعه پای میخ در پای میخ 6 – تپه گبران در تمگران 7 – گور بندان در زیر دامنه مارز 8 – قلعه مالک در کلات مالک 9 – قلعه رمشک 10 – قلعه مارز 11 – قلعه های کوه شهری در گشمیران از میان این تپه ها تم سرخ ، تم سفید و تمگران از نظر ارتفاع و وسعت و اشیاء بدست آمده چشم هر بیننده ای را به خود جذب کرده است . زیارتگاهها : زیارتگاهها و مکانهای مقدس عبارتند از : 1 – زیارت بچه واقع در سرخ قلعه 2 – زیارت جناب علی واقع در دستگرد 3 – زیارت شیث واقع در کشیت 4 – زیارت پیر گشمیران در گشمیران 5 – زیارت بی بی در شهکهان 6 – زیارت هاجر ابراهیم در مارز 7 – زیارت امیر المومنین در راین قلعه مارز 8 – زیارت امیر در کنگرو 9 – زیارت گیاهان 10 – زیارت پیر کنار در مارز جاذبه های طبیعی : جاذبه های طبیعی عبارتند از : 1 – دره کشیت 2 – دره در باغ در کوههای دستگرد و انتهای کوههای کهنوج با شیب تند 3 – دره رمشک در قسمت انتهای جنوب شرقی رشته کوه بشاگرد 4 – رودخانه کریشگ5 – رودخانه پیم جان 6 – تنگ سم سیلی 7 – روستای پشت سر و شهکهان 9 – مارز مذهب : اگر چه در نخستین سالهای تسلط مسلمین بر کرمان و این منطقه نیز فتح شد اما تا اواسط قرن سوم هجری زرتشتیان مناطق شرقی و جنوبی رودبار همچنان آئین زرتشتی را حفظ کردند . تاریخ نویسان می نویسند : با نفوذ اعراب به مشرق و کرمان زرتشتیان رها کردن زاد و بوم را به زیر فرمان رفتن تازیان ترجیح دارند و به سیستان پناهنده شدند . با توجه به شواهد تاریخی می توان گفت کیش و آئین اکثر ساکنان این مناطق زرتشتی بوده است .بلاذری در فتوح البلدان می نویسد : عده ای از قوم قفص با این که مدت ها در مقابل مسلمانان پایداری کردند . عاقبت در زمان خلافت بنی عباس و صفاریان به آیین اسلام گرویدند . مکران یعنی جنوب بلوچستان در اواخر خلافت عمر دستخوش تهاجم سپاهیان اسلام گردید . سرداران محلی را بکشتند از جمله غنایمی که پیش عمر آوردند یک زنجیر فیل بود . بنابراین تصرف جیرفت و این نواحی را به دست مسلمین در دو زمان متفاوت نوشته اند یک دوران خلافت عمر و دیگری دوران خلافت بنی عباس . پس از استیلای مسلمین در این نواحی با مرکز حکومت عباسیان پیروان مذاهب منشعب از اسلام مانند ازراقه و قطریه که گروههایی از خوارج بودند ، این سرزمین را پناهگاهی مطمئن برای فعالیت های خود قرار دادند . در نتیجه کشمکش ها و درگیری های زیادی میان حکام اسلامی و گروههای فوق به وجود آمد . سر انجام پیروان و سران فرق های یاد شده تار و مار گردیدند . اکنون مسلمانان شیعه و سنی در این مناطق هستند . شعیان اکثریت را دارا هستند و اهل تسنن که در اقلیت به سر می برند بیشتر در رمشک و نواحی اطراف سکونت دارند                                                                                    
  • گردآورنده:راشد


نویسنده : راشد » ساعت 6:43 عصر روز یکشنبه 90 اردیبهشت 11


   1   2      >